شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۲۰۶ - تتبع مخدوم

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارب چه بلایی‌ست که آن شوخ قدح‌نوشهر باده که با غیر خورد من روم از هوش
۲
از بسکه سبوی در میخانه کشیدمشد چون کف دست شترمست مرا دوش
۳
آن چشم سیه را نبود حاجت سرمهدر سوگ قتیلان غمش گشته سیه پوش
۴
بود ارچه مرا وعده وصل تو ببازیهرگز نکنم لذت آن وعده فراموش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth