خلوتی با امیرعلیشیر نوایی
شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منور است به روی تو دیده جانممعطر است به بوی تو کنج احزانم
۲
ازان زمان که ترا یار خویش دانستمبه یاریت که دگر خویشرا نمیدانم
۳
صبا مساز پریشان شکنج طره یارکه از تخیل آن دل شود پریشانم
۴
چسان برون روم از دیر ای مسلمانانکه حرف مغبچگان گشته نقد ایمانم
صفحهٔ ۱ از ۳