شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۲۱۸ - مخترع

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز هجرت ای مَهِ بی‌مهر دل نابود شد تن همچه بودی گر بدان دو رفته همره بودمی من هم
۲
اگر میرم نخواهم دوخت زخم تیغ آن قاتلز مریم رشته گر آرند و از عیسیش سوزن هم
۳
ز عشق صد گره در کار بود از هجر یار اینکگره افتاد بر چاک گریبان بلکه دامن هم
۴
جدا زان زلف و رو سال و مه از بس رنج مهجوریملول از شام تیره گشته‌ام وز روز روشن هم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth