شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز در دیر بتی عشوه‌نما می‌بینمکاهل دین را ز وی آشوب و بلا می‌بینم
۲
زاهدا منع مکن چون نگرم در رخ اوعیبِ این چیست که در صُنع خدا می‌بینم
۳
من و مایی نبود در رَهِ وحدت هُش دارکه من این ما و من از عین خطا می‌بینم
۴
بی‌وفایی مگر این مه ز تو دارد تعلیمکه فلک دشمن ارباب وفا می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth