شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۲۷۰ - تتبع میر وفایی

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هست رویت چون گل و خال لبت بالای اوچون حریر آل کز عنبر بود تمغای او
۲
مرغ دل را زان به سوی گلشن وصلت هواستتا نگردد رنجه خاک آن چمن در پای او
۳
با قبای لاله گون در جلوه شد گویا که آبخورده در جوی جگر نخل قد رعنای او
۴
از خیالش دیده و دل را بود نور و سرورزانکه گاهی دیده و گاهی دل آید جای او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth