خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن جهانگیر تو مملکت جان گرفتکفر سر زلف تو عالم ایمان گرفت
۲
دل چو نسیم تو یافت جامه به صد جا دریددیده چو روی تو دید تَرک دل و جان گرفت
۳
جان بشد و آستین بر من مسکین فشانددل شد و یکبارگی دامن جانان گرفت
۴
جامهٔ جان پاره شد در تن من از غمتتا غم هجرت مرا باز گریبان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۵