خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون زلف سرفشان تو در تاب میرودشب در پناه پرتو مهتاب میرود
۲
چون ابروی کمانکش تو تیر میکشداز چشم عاشقان تو خوناب میرود
۳
بر بوی روز وصل تو و بیم هجر شباین سوی بزم و آن سوی محراب میرود
۴
صد جادوی فسان خوان افسانه میکنندتا چشم نیممست تو در خواب میرود
صفحهٔ ۱ از ۳