شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

پند ارسطاطالیس بر اسکندر هنگام مردن او

فی‌وصف حاله

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون بمرد اسکندر اندر راه دینارسطاطالیس گفت ای شاه دین
۲
تا که بودی پند می‌دادی مدامخلق را این پند امروزین تمام
۳
پند گیر ای دل که گرداب بلاستزنده دل شو زانک مرگت در قفاست
۴
من زفان و نطق مرغان سر به سربا تو گفتم فهم کن ای بی‌خبر
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth