شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

صوفی که از مردان حق سخن می‌گفت و خطاب پیری به او

فی‌وصف حاله

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صوفیی را گفت آن پیر کهنچند از مردان حق گویی سخن
۲
گفت خوش آید زنان را بردوامآنک می‌گویند از مردان مدام
۳
گر نیم زیشان، ازیشان گفته‌امخوش دلم کین قصه از جان گفته‌ام
۴
گر ندارم از شکر جز نام بهراین بسی به زان که اندر کام زهر
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth