شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزاده عشقی

عید نوروز

قالبهای نو

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در تکاپوی غروب است، ز گردون خورشیددهر پر بیم شد و رنگ رخ دشت پرید
۲
دل خونین سپهر از افق غرب دمیدچرخ از رحلت خورشید سیه می پوشید
۳
که شب عید حمل، خویش به گردون آراست
۴
سال بگذشته بشد، ظرف زمانش لبریزریخت بر ساحت این نامتناهی دهلیز
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth