خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۳۱ - ماه دندانطلا
غزلیات و قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر مراد و آرزویی، کاندرون قلب ماستدارویش اندر دهان آن مه دندانطلاست
۲
من مریض عشقم ای جانان و با جان طالبمآن لب و دندان که بر هر درد بیدرمان دواست
۳
بوالعجب انگشتری تشکیل دادست آن دهانحلقهاش یاقوت سرخ است و نگیندانش طلاست
۴
کیمیاگر در تلاقی هرچه را سازد طلاپس لب این ماه بیتردید و شبهت کیمیاست
صفحهٔ ۱ از ۳