شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزاده عشقی

شمارهٔ ۶ - در ذم ناصر ندامانی

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکو نموده است: استیضاح از جهاناکنون ز وی کنند، ستیضاح ابلهان
۲
گویند از چه ناصرالاسلام این همه؟. . . حبیب می کند انگشتی در دهان
۳
پاسخ دهد ز حالت امروز مملکتحیرت زده همی نهم انگشت بر زبان
۴
گویند از چه روست که همواره خفته اوپشت حبیب ز اول شب تا سحرگهان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth