شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزاده عشقی

شمارهٔ ۸ - در هجو شیخ ممقانی

هزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دست هر که هر چه، بستانده و ستانیاز دست تو ستانند، با دست آسمانی
۲
کف‌رنج بیوگان را، مال یتیمگان رااموال این و آن را، حینی که می‌ستانی:
۳
گیرم حیا نداری، شرمی ز ما نداری!ترس از خدا نداری؟ ای شیخ مامقانی!
۴
تو کمتر از گدایی، نان گدا ربایی،گر غیر از این نمایی، کی اندر این گرانی:
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth