خلوتی با میرزاده عشقی
بخش ۷ - دفاع از نوروزی نامه
نوروزی نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندارم شکوهای از عشق، در دل آتشی دارمکه من از پرتو این آتش است ار تابشی دارم
۲
مبادا ای طبیب، اندر علاج من بیندیشیکه من حال خوشی، در سایه این ناخوشی دارم
۳
بلی عشق است کآسایش رباید، از جهان لیکنمن اندر عین بیآسایشی، آسایشی دارم
۴
نکردم پر ز آلایش، چو اسلاف، این سخن امابسی آسایش اندر آن، ز بی آلایشی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲