خلوتی با میرزاده عشقی
بخش ۸ - گوهرشاد
نوروزی نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد دادعالمی بر باد شد، بنیادت ای بر باد باد
۲
من نه آن بودم که آسان رفتم، اندر دام عشقآفرین بر فرط، استادی آن صیاد باد
۳
سنگدل صیاد، آخر رحم کن، این صید تو:تا به کی در بند باشد؟ لحظهای آزاد باد
۴
ناله من چون رسد، هرشب به گوش بیستونبانگ برآرد که: فرهاد و فغانش یاد باد
صفحهٔ ۱ از ۳