شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتی شویم کی من از او او ز من جداروزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا
۲
خوش آنکه جا کنم ببرت چند سوزدمرشک قبا جدا حسد پیرهن جدا
۳
نالان از آن چو مرغ اسیرم که سوزدمهجران گل جدا و فراق چمن جدا
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth