خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب تا سحر تو مست شکر خواببیخوابیم کشت دور از تو دریاب
۲
در وادی عشق ما تشنه مردیمو آنجا چو گوهر هر سنگ سیراب
۳
چون راه ما طی گردد که داریمجسمی گران خیز پائی گران خواب
۴
شاید که یابیم گوهر فکندیمدل را بدریا تن را بغرقاب
صفحهٔ ۱ از ۲