شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی خطت ز عرق مشک ناب در ته آبعذارت از خوی شرم آفتاب در ته آب
۲
تلاش گوهر مقصود و راحت افسانه استمجو ز دیده غواص خواب در ته آب
۳
نه فارغم ز طلب در وصال این عجب استکه ماهیم من و میجویم آب در ته آب
۴
غریق وصلم و سوزم ز هجر آه که منز داغ دوری آبم کباب در ته آب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth