شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق آمد و غیر یار نگذاشتآتش اثری ز خار نگذاشت
۲
تیغ تو فکند سر ز هر تنیک دوش بزیر بار نگذاشت
۳
دل را افسرد آه سردمزاتش گده یک شرار نگذاشت
۴
بودم منظور کنج چشمیچشم بد روزگار نگذاشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth