شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشته‌ام از فیض عشق موی به مو دوست دوستاین نه بود او منم وین نه منم اوست اوست
۲
در دو جهان غیر یار نیست ولی چون کنمچشم خرد مغز را می‌نگرد پوست پوست
۳
در تو کشد عاقبت رشته سیر دو کونکوی تو بحرست بحر هر دو جهان جوست جوست
۴
چون رخ او بنگرد چشم جهان بین عقلآنچه نقابش خرد کرده گمان روست روست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth