شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دل چگونه توان داغ عشق پنهان داشتبه پنبه آتش‌سوزان نهفته نتوان داشت
۲
نشد نصیبم از آن بوسه چه حالست اینکه تشنه مردم و لعل تو آب حیوان داشت
۳
به خون عاشق از اظهار عشق تشنه شویفغان که درد ترا باید از تو پنهان داشت
۴
نگین سلطنتست از دو کون کندن دلگمان مکن که چنین خاتمی سلیمان داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth