شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دوست قالب من دیوانه پرشده استجسمم ز جان تهی وز جانانه پر شده است
۲
خون دل از غمت همه در چشمم آمده استمینا تهی ز باده و پیمانه پر شده است
۳
گردد چگونه سبز بکوی تو آشناکین گلستان ز سبزه بیگانه پر شده است
۴
آن نکته نشنوند که دارد حقیقتیاز بسکه گوش خلق ز افسانه پر شده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth