شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر بلبل آنچه از ستم باغبان گذشتکی از جفای خار و ز جور خزان گذشت
۲
گامی نرفته خار جفا دامنم گرفتپنداشتم کز آن سر کو می‌توان گذشت
۳
پایم نبسته کس ولی از بیم پاسباننتوانم از حوالی آن آستان گذشت
۴
داغم که ماند حسرت پیکان او به دلتیرش ازین چه غم که مرا ز استخوان گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth