شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فلک سرگشته از سودای عشقستبدور این ساغر از صهبای عشق است
۲
برون از نه فلک آنجا که جائیاز آن برتر نباشد جای عشق است
۳
چه بحر بیکرانست اینکه نه چرخحبابی چند از دریای عشق است
۴
برون از شهر بند عقل شهریستکه در هر کوچه‌اش غوغای عشق است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth