شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جان جهان! کبر تو هر روز فزون‌ستلیکن چه توان کرد؟ که وقت تو کنون‌ست
۲
نشگفت اگر کبر تو هرگز نشود کمچون خوبی دیدار تو هر روز فزون‌ست
۳
عالم ز جمال تو پرآوازه شد امروززیرا که جمال تو ز اندازه برون‌ست
۴
در زلف تو، تاب و گره و بند و شکنج‌ستدر چشم تو، مکر و حیل و زرق و فسون‌ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth