شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک ار شوم به کوی تو گردم نمی‌رسددردی ز دوری تو به دردم نمی‌رسد
۲
این درد دیگر است که جانم به لب رسیداز درد یار و یار به دردم نمی‌رسد
۳
برگ خزان رسیده باغ محبتمرنگی به رنگ چهره زردم نمی‌رسد
۴
ز افسردگی به محفل یاران بدین خوشمکآفت به شمعی از دم سردم نمی‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth