خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشاطانگیز آفاق است اگر صاحبدمی خنددکه گر صاحبدمی چون صبح خندد عالمی خندد
۲
ندارد گر دلم بیم و امید هجر و وصل اوچرا چون شمع در بزمش دمی گرید دمی خندد
۳
ز عشقت ناخوش و خوش بانشاط و الفتم چندانکه از هر شادیای گرید دلم وز هر غمی خندد
۴
نگردد از غمم گر شادمان چون شیشه و ساغر،چرا تا من نمیگریم به محفل او نمیخندد
صفحهٔ ۱ از ۲