خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه عجب که وقت مردن به مزار ما بیایدکه نیامدست وقتی که به کار ما بیاید
۲
دل هر کسی ز نازی شده صید دلنوازیچه شود که شاهبازی به شکار ما بیاید
۳
اگر اینچنین گدازد تن ما در انتظارشز میان رویم تا او به کنار ما بیاید
۴
به دیار یار باشم نگران که مدتی شدنه از آن دیار پیکی به دیار ما بیاید
صفحهٔ ۱ از ۲