خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست، هستور چنان دانی که جز تو خواستگارم نیست، هست
۲
یا به جز عشق تو از تو یادگارم هست، نیستیا قدم در عشق تو سخت استوارم نیست، هست
۳
یا به جز بیدادی تو کارزارم هست، نیستیا به بیداد تو با تو کارزارم نیست، هست
۴
یا سپید و روشن از تو کار و بارم هست، نیستیا سیاه و تیره بی تو روزگارم نیست، هست
صفحهٔ ۱ از ۲