خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوسهای دوش ز لعل تو براتم دادندمرده بودم ز غمت آب حیاتم دادند
۲
کام تلخیست که بردم ز غمش در ته خاکثمری کآخر از آن شاخ نباتم دادند
۳
تشنه در بادیه عشق به خون غلتیدمچه شد از دیده تر شط فراتم دادند
۴
پایبست توام از تن نکنم شکوه چه سودگیرم از این قفس تنگ نجاتم دادند
صفحهٔ ۱ از ۳