شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگو عشاق را وقتی دلی بودکجا دل عقده بس مشکلی بود
۲
دلم دانسته در دام تو افتادتو پنداری که صید غافلی بود
۳
بخاک از عشق بردم آن حکایتکزو آرایش هر محفلی بود
۴
بگردابی که عشق افکند و کشتمچه شد کز دور پیدا ساحلی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth