شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذردصبح وصال دم زنداین شب تار بگذرد
۲
موسم گل رسید و ما سر ز ملال زیر پرآه اگر چنین بود حال و بهار بگذرد
۳
شد دم مرگ و دردلم حسرت رویت آه اگربر سر من نیائی و کار ز کار بگذرد
۴
رفتیم از کنار و شد وقت کز این دو چشم تردمبدمم دوجوی خون از دو کنار بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth