شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشدکز پی شب غمت را روز طرب نباشد
۲
سرگرم آتش عشق در هیچ شب نباشدگو تا بروز چون شمع در تاب و تب نباشد
۳
غیر از دیار عشق و جز کوی مهوشان نیستجائی که روز نبود آنجا که شب نباشد
۴
درد طلب گرش هست طالب رسد بمطلوبگو در ره تو ما را پای طلب نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth