شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عاشق مژدهٔ کامی صبا از وصل جانان برنوید قطره‌ای بر تشنه‌ای از آب حیوان بر
۲
به وصلت کرده‌ام خو از پی قتلم مکش خنجراگر خواهی کشی در خاک و خونم نام هجران بر
۳
صبا خون شد اسیران قفس را دل ز مهجوریپیامی زین گرفتاران به مرغان گلستان بر
۴
تو شمع بزم غیری هر شب و من سوزم از غیرتچه خواهد شد شبی هم با سیه‌روزی به پایان بر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth