خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گیرم که بر آن عارض گلگون نگرد کسمحرومی حسرت نگران چو نگرد کس
۲
بس کن ستم ای ترک جفا پیشه مباداغافل کشد آهی و بگردون نگرد کس
۳
چینم چه گل از گلشن روی تو که حیرتافزون شودش هر قدر افزون نگرد کس
۴
شادیم بزندان محبت که نداردهمچون قفس آن رخنه که بیرون نگرد کس
صفحهٔ ۱ از ۲