شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل‌زارم به این زاری که می‌نالد ز آزارشدل خارا شود خون شنود گر ناله زارش
۲
چه باکم از شکست بال و پر در قید صیادیکه آزادی نخواهد از قفس مرغ گرفتارش
۳
بر آن گلبن به امید چه مرغی آشیان بنددکه خون عندلیبی می‌چکد از نوک هر خارش
۴
فکنده در سواد اعظمی عشقم که از ظلمتگریزد مهر و مه از روز تاریک و شب تارش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth