خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی سرگرم شوق از جلوه مستانهای دارمز شمع قامتی آتش بجان پروانهای دارم
۲
خرابآباد عالم را منم آن جعد سرگشتهکه هر روز آشیان در گوشه ویرانهای دارم
۳
چه کوشم از پی روزی به من خواهد رسید آخرز هر خرمن که قسمت خوشهای یا دانهای دارم
۴
نه بینی کامل ار عشقم مکن یکباره انگارمازین می گر ندارم شیشه پیمانهای دارم
صفحهٔ ۱ از ۲