شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان روشن ز مهر عالم‌افروزی که من دارمدلی تاریک‌تر از شب بود روزی که من دارم
۲
بیا و از زلال وصل بنشان آتشم تا کیجگرها سوزد از آه جگرسوزی که من دارم
۳
ز آه و ناله‌ام صدجان و دل زخمی مشو ایمنز تیغ جان‌شکاف و تیر دلدوزی که من دارم
۴
ز شب تاریک‌تر روز من و از روز روشن‌ترشب اغیار از شمع شب‌افروزی که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth