شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه می‌کردم گر از کف دامن وصلت نمی‌دادمپریزادی تو دیوان از پِیَت من آدمی‌زادم
۲
رقیبانت گرفتند از من و من در فغان تا کیستاند دادکر زین مردم بیدادگر دادم
۳
چه می‌آید ز من نگذارمت گر با بداندیشانگرفتم با جهانی دشمن از بهرت درافتادم
۴
ز من دیدی چه غیر از راه و رسم بندگی کآخرکشیدی از کفم دامان و رفتی سرو آزادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth