خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لطف از اول داشت یار من به منزآن سبب نگذاشت کار من به من
۲
بست از خونم حنا دیدی چه کردعاقبت از کین نگار من به من
۳
تا رود کی بر سر کویش به بادمانده این مشت غبار من به من
۴
غنچهسان خون شد دلم تا کی ز لطفرخ نماید گلعذار من به من
صفحهٔ ۱ از ۲