شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز جورت دل عشاق به خون غوطه‌زنانلاله‌زاری سر کوی تو ز خونین‌کفنان
۲
نه ز مردی‌ست که بر قلب ضعیفان تازدبشکند آنکه به یک حمله صف صف‌شکنان
۳
خاتمی را که جز انگشت سلیمان نسزدکی توان دید خدایا به کف اهرمنان
۴
وای بر مور در آن عرصه که چون نقش قدماز لگدکوب شود سرمه تن پیل‌تنان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth