خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زآنکو نروم بلبلم و جای منست اینخلدوسر کویت قفس است آن چمنست این
۲
یاقوت سرشکم خورد از جای دگر آبنه لعل بدخشان نه عقیق یمن است این
۳
چشمان تو کز باده نازند سیه مستآهوی خطا ان و غزال ختن است این
۴
دیریست بجوش آمده از مهر تو مگذراز نشاء خونم که شراب کهن است این
صفحهٔ ۱ از ۱