شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌تو کوشم در فنای خویشتنتیشه‌ام اما بپای خویشتن
۲
ریختی خونم بجرم دوستیعاقبت دیدم سزای خویشتن
۳
زد بتیغم بوسه بر دستش زدمخود گرفتم خونبهای خویشتن
۴
گلبن نوخیز من یکره بپرسحال مرغ بینوای خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth