خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برق جهانسوز حسن آن رخ افروختهمشعلهافروز عشق آه من سوخته
۲
جامهٔ دیبا بود خاصهٔ مهطلعتانپوشش ما از جهان بس نظر دوخته
۳
سینه نگیرد فروغ از دل بیسوز عشقانجمنافروز نیست شمع نیفروخته
۴
من به تو خو کردهام چون ز تو نالم که هستبا ستم خواجه خوش بندهٔ آموخته
صفحهٔ ۱ از ۳