شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ای قمریکه دارم چون تو طوق بندگی بر گردن ای قمری
۲
کشد سرو از کفت چون سرو من گردامن ای قمریننالی چون به این زاری که می‌نالم من ای قمری
۳
من و تو از دو سرو آتش به جان گردیده‌ایم اماترا مأواست در گلشن مرا در گلخن ای قمری
۴
ترا برده است سروی دل مرا سرو قباپوشیبیا نالیم ما گاهی تو و گاهی من ای قمری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth