خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز وصل او که من پیوسته میپنداشتم روزیدلی دارند یاران خوش که من هم داشتم روزی
۲
ثمرها خوردهام زین دانهافشانی کنون اشکمنه آن تخم است پنداری که من میکاشتم روزی
۳
ز آهم رفت اثر افغان که در کارم شکست آمداز این رایت که بهر فتح میافراشتم روزی
۴
کنون حاصل ندارد تخم اشکم ورنه زین دانهبه روی هم چه خرمنها که میانباشتم روزی
صفحهٔ ۱ از ۲