شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنیدم تشنه‌ای جویای آبیز سوز دل سراپا التهابی
۲
که در بر از تف لب‌تشنگی داشتدلی چون بر سر آتش کبابی
۳
به دشتی کز عطش هر پاره سنگشچو اخگر داشت تابی و چه تابی
۴
به آن تندی روان بود از پی آبکه از گردون جهد تیر شهابی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth