شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گلشن بود در پرواز مرغ بند برپاییسر بندش به دست صید بند بی‌مدارایی
۲
بهر گلبن که افتادی گذار او به صد حسرتبرآوردی ز جان خسته آه جسم‌فرسایی
۳
رسانید این سخن کز دل اسیران را گشاید خونبه گوش او ز هر شاخی چو طوطی مرغ گویایی
۴
که پرواز گلستانت مبارک ای که عمری شدمقید گشته از مرغان گلشن کرده تنهایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth