خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناکرده عمل ای که طلبکار بهشتیخواهی چه ثمر خورد ز تخمی که نگشتی
۲
صوفی همه تزویر بود کار تو فریادزآن دم که کنی خرقه از این پشم که رشتی
۳
نازم به سر کوی خرابات که آنجانه صومعهای سنگ رهست و نه کنشتی
۴
گشت آن که فنا در تو شد آسوده که آنجانه بیم جحیمی است نه پروای بهشتی
صفحهٔ ۱ از ۲