شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۳۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خون غلتانم از تیر نگاه دم به دم کردینظر کن ای شکارافکن چه با صید حرم کردی
۲
ز هجران طاقتم را طاق دیدی ریختی خونمجزای خیر بادت لطف فرمودی کرم کردی
۳
ندارم شکوه از بی‌مهریت اما از این داغمکه صد چندان به جور افزودی از مهر آنچه کم کردی
۴
در آخر با هزار افسانه می‌کردی چو در خوابمچرا بیدارم اول از شکرخواب عدم کردی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth